به گزارش شهرآرانیوز چهلمین روز جنگ تحملی سوم با صحنهای متناقض آغاز شد؛ از یک سو خبر آتشبسی موقت که قرار بود فرصتی برای کاهش تنش و آغاز مسیر دیپلماسی باشد و از سوی دیگر حملات تازه اسرائیل به لبنان که بلافاصله موجی از تردیدها و پرسشها را در جهان برانگیخت. این تناقض، فضای سیاسی و رسانهای جهان را در همان ساعات نخست دگرگون کرد. آنچه در روز چهلم بیش از هر چیز جلب توجه میکرد، حجم کمسابقه واکنشها از سراسر جهان بود؛ از رهبران سیاسی گرفته تا استادان دانشگاه، تحلیلگران امنیتی و روزنامهنگاران. مجموعه این اظهارنظرها تصویری پیچیده از برداشت جهانی نسبت به پایان احتمالی جنگ ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، هم امید به دیپلماسی دیده میشود و هم نگرانی از پیامدهای ژئوپلیتیکی و مداخلات رژیم صهیونیستی برای دامن زدن به آتش جنگ در منطقه.
در میان واکنشهای رسمی، نخستین موج اظهارنظرها از سوی دولتها و رهبران سیاسی جهان منتشر شد. بسیاری از کشورها از آتشبس استقبال کردند و آن را فرصتی برای کاهش تنش دانستند. نخستوزیر بریتانیا از «لحظهای آرامش برای منطقه و جهان» سخن گفت و وزارت خارجه ترکیه نیز بر ضرورت اجرای کامل آتشبس در میدان تأکید کرد. در همین حال، کشورهای مختلفی از جمله ژاپن، استرالیا، قبرس، کویت، عمان و قطر نیز از توافق آتشبس استقبال کردند و آن را گامی اولیه برای کاهش تنشها دانستند. وزارت خارجه عربستان نیز با استقبال از این توافق ابراز امیدواری کرد که آتشبس به یک توافق پایدار برای تقویت امنیت منطقه تبدیل شود.
در اروپا نیز واکنشها عمدتاً بر ضرورت بازگشت به دیپلماسی متمرکز بود. وزیر خارجه آلمان اعلام کرد آتشبس باید «اولین گام تعیینکننده به سوی صلحی پایدار» باشد. رئیس شورای اروپا نیز از همه طرفها خواست به مفاد آن پایبند بمانند. در میان رهبران اروپایی، امانوئل مکرون موضعی صریحتر اتخاذ کرد و تأکید کرد که آتشبس باید شامل لبنان نیز باشد. او هشدار داد که حملات اسرائیل به لبنان نمیتواند راهحلی پایدار برای منطقه باشد.
در سوی دیگر، برخی سیاستمداران آمریکایی واکنشهایی بسیار انتقادی داشتند. چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنای آمریکا، گفت خوشحال است که دونالد ترامپ «با استیصال به دنبال راه خروجی از بلوفهای مضحک خود» است. کریس مورفی، سناتور آمریکایی، نیز با اشاره به تحولات جنگ اظهار داشت که اگر روایت مطرح شده درباره توافق درست باشد، این موضوع میتواند به معنای «واگذاری کنترل تنگه هرمز به ایران» باشد؛ اتفاقی که به گفته او «یک پیروزی تاریخی برای ایران» تلقی خواهد شد.
جیم مکگاورن، نماینده کنگره آمریکا نیز با لحنی کنایهآمیز گفت: «پس ترامپ بمباران ایران را متوقف خواهد کرد تا ایران تنگه هرمز را دوباره باز کند؛ تنگهای که پیش از شروع بمباران باز بود.»
بخش قابل توجهی از واکنشهای روز چهلم در داخل ایالات متحده شکل گرفت. برخی سیاستمداران حتی عملکرد دولت آمریکا را به شدت زیر سؤال بردند. مارجوری تیلور گرین، نماینده سابق جمهوریخواه که زمانی از حامیان ترامپ محسوب میشد، در واکنش به سخنان او درباره ایران، به متمم ۲۵ قانون اساسی آمریکا اشاره کرد؛ متممی که امکان انتقال موقت قدرت رئیسجمهور به معاون او را فراهم میکند. او گفت ترامپ برای پایان دادن به جنگهای خارجی انتخاب شده بود، نه برای آغاز جنگی تازه.
برنی سندرز، سناتور آمریکایی، نیز با اشاره به نقش اسرائیل در آغاز درگیریها گفت: «جای تعجب نیست که نتانیاهو ترامپ را به جنگی فاجعهبار با ایران ترغیب کرد.» او اعلام کرد قصد دارد قطعنامهای برای توقف کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل ارائه کند. در همین حال، یاسمین انصاری، نماینده کنگره آمریکا، تصمیمهای دولت ترامپ را «چرخهای از بحرانسازی و عقبنشینی» توصیف کرد و گفت: «او بحران ایجاد میکند، سپس تلاش میکند نشان دهد آن را حل کرده است.» حتی برخی چهرههای سیاسی محافظهکار نیز از روند تحولات ابراز نگرانی کردند. لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه، خواستار بررسی توافق احتمالی در کنگره شد و نسبت به پیامدهای آن برای امنیت منطقه هشدار داد.
بخش مهمی از واکنشهای جهانی از سوی کارشناسان و تحلیلگران امنیتی و دانشگاهی مطرح شد. بسیاری از آنان معتقد بودند پیامدهای این جنگ میتواند توازن قدرت در منطقه را تغییر دهد. رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، در تحلیلی گفت اگر طرح صلح دهمادهای که مورد بحث قرار گرفته واقعاً مبنای توافق باشد، میتوان آن را یکی از بزرگترین شکستهای راهبردی آمریکا از زمان جنگ ویتنام دانست. او حتی از ظهور «چهارمین مرکز قدرت جهانی» سخن گفت.
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده سابق آمریکا در خاورمیانه، نیز معتقد است حتی اگر این توافق به پایان جنگ منجر شود، باز هم میتواند یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده تلقی شود. مالکوم نانس، افسر اطلاعاتی سابق نیروی دریایی آمریکا، با لحنی صریحتر گفت: «به مسیر خروج از جنگ خوش آمدید؛ سؤال این است که چه کسی برنده شد؟» در همین حال، اسکات ریتر، تحلیلگر نظامی و افسر سابق اطلاعاتی آمریکا، تأکید کرد این جنگ «بر اساس شرایط آمریکا به پایان نرسید» و ایران تسلیم نشد. الایجا مگنیر، تحلیلگر خاورمیانه، نیز معتقد است یکی از نکات مهم این جنگ ناتوانی قدرتهای نظامی در تغییر معادلات تنگه هرمز بود. به گفته او، حتی قدرتمندترین ناوگانهای دریایی نیز نتوانستند معادلات منطقه را به شکل مورد نظر خود تغییر دهند.
در داخل اسرائیل نیز واکنشها بسیار گسترده بود و برخی چهرههای سیاسی و امنیتی به صراحت از شکست اهداف جنگ سخن گفتند. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، این وضعیت را «فاجعهای دیپلماتیک» توصیف کرد و گفت اسرائیل حتی در مذاکراتی که به امنیت ملی آن مربوط میشد حضور نداشت. گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل، نیز خواستار استعفای بنیامین نتانیاهو شد و گفت او در مدیریت جنگ شکست خورده است. نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، نیز اظهار داشت اهداف جنگ محقق نشده و دولت اسرائیل با بحران داخلی مواجه شده است. در حوزه امنیتی نیز دنی سیترینوویچ، رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات اسرائیل، به صراحت گفت: «ما در این جنگ پیروز نشدیم.» او افزود که ایران توانسته از ظرفیتهای نامتقارن خود حداکثر استفاده را ببرد.
در داخل ایران نیز مقامهای سیاسی این تحولات را نشانه تغییر در موازنه قدرت منطقهای دانستند. رئیسجمهور اعلام کرد آتشبس حاصل شده نتیجه مقاومت مردم و حضور آنان در صحنه است و تأکید کرد که مسیر دیپلماسی و دفاع همچنان ادامه خواهد داشت. در همین حال، محمدرضا عارف گفت تحولات اخیر نشانه ورود جهان به مرحلهای جدید از توازن قدرت است و «عصر ایران» آغاز شده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، نیز با اشاره به نقض برخی مفاد توافق از سوی طرف مقابل، تأکید کرد که در چنین شرایطی ادامه مذاکرات با تردیدهای جدی مواجه خواهد بود.